ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
117
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
« او گفت : هر چيزى ثمره و نتيجهاى دارد . ثمره كمى تمول راحتى جان و نفس پاك است ؛ « او گفت : دنيا مثل آتش افروخته در محل گودى است ، هركس از آن چيزى بردارد كه راه خود را روشن كند از شر آن در امان مىماند و آنكس كه در كنارش نشسته است تا از آن برداشته و ذخيره كند ، حرارت آن او را خواهد سوزانيد ؛ « او گفت : كسى كه به دنيا اهميت دهد ، خود را از دست داده و آنكس كه بفكر خود باشد ، از دنيا بىنياز خواهد بود ؛ « او گفته است : طالب دنيا اگر بآرزوى خود رسيد ، آن را براى ديگرى مىگذارد و اگر نرسيد از غصه آن خواهد مرد ؛ « او گفت : خطاى خاطى را به او نگوئيد ، زيرا از شما استفاده علمى مىكند و دشمن شما مىگردد . بسقراط گفتند : هيچگاه تو را غمگين نديديم . در جواب گفت : چيزى ندارم كه اگر از دستم برود غمگين گردم . « او گفت : هركس بخواهد شهوت او باقى بماند ، تا تواند هرچه خواهد انجام دهد ؛ « او گفت : از كسانى كه بامحبت هستند در هرجا به نيكى ياد نمائيد ؛ « او گفت : ريشه محبت ياد نيك است ، چنان كه پايه دشمنى بدگوئى مىباشد ؛ « او گفت : اگر متصدى كارى شدى ، اشرار را از اطراف خود دور كن ، زيرا تمام عيوب آنها را به تو نسبت مىدهند . مرد شريفى كه از خانواده اشراف بود ولى اخلاق بدى داشت ، روزى بسقراط گفت : اى سقراط از پستى جنست ناراحت نيستى ؟ سقراط در جوابش گفت : جنس تو نرم و زنانه ، ولى جنس من از خودم است .